العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

58

شرح كشف المراد ( فارسى )

سال پيش تخمين زده‌اند . از طريق فلسفى نيز مىتوان اين معنا را اثبات كرد ، براساس حركت جوهرى و وجود تغييروتحول در سراسر عالم كه اين را نيز در بيان اصول برهان حدوث آورديم . از طريق علم كلام هم مىتوان به اين نتيجه رسيد كه غرض اصلى ما همين است و اين را نيز پيش از اين از زبان مرحوم علّامه در نهاية الحكمة آورديم . اثبات كبرى : اين كه هر پديده‌اى كه نبود سپس تحقق يافت نياز به محدّث و به وجود آورنده دارد از بديهيات است و نيازى به استدلال ندارد ؛ زيرا از دو حال خارج نيست : 1 . يا خودبه‌خود و تصادفا به وجود آمده است ؛ 2 . و يا دست آفريدگارى در كار است . احتمال اول را هيچ عاقلى نمىپذيرد ؛ آن هم در مجموعه‌اى كه سراسر آن نظم و هماهنگى است و به قول دانشمندان جهان همانند كتاب و دايرة المعارفى است كه از آغاز تا به انجام يك هدف را تعقيب مىكند . بنابراين ، احتمال دوم معين مىشود كه محدّث و خالقى دارد . آن‌گاه نقل كلام مىكنيم به آن محدّث و مىگوييم : آيا خود او حادث است و يا قديم ؟ اگر بگوييد : قديم است ، خواهيم گفت : فثبت المطوب كه ما يك حقيقت ثابت و قديمى داريم كه اين بيكرانه هستى ناپايدار و حادث به دو متكى است و سلسله‌جنبان اوست و اگر بگوييد حادث است ، نقل كلام به آن محدّث حادث مىكنيم و مىگوييم : قانون امور حادث آن است كه كل حادث محتاج إلى محدّث ، پس محدّث اين امر حادث كيست و چيست ؟ اگر بگوييد : محدّث اين حادث دوم همان حادث اول است ، خواهيم گفت : هذا دور و الدور باطل ، و اگر بگوييد محدّث آن ، موجود ثالثى است ، نقل كلام به او كرده و همان سؤال را تكرار مىكنيم . آن‌گاه يا دور لازم مىآيد و يا تسلسل و هر دو باطل‌اند . پس به ناچار بايد بپذيريم كه محدّث اين حوادث حقيقتى قديم و پايدار و ابدى و جاودانه است كه هيچ‌كدام از خصايص ممكنات را ندارد . مرحوم علّامه رحمه اللّه مىفرمايد : « چون اين برهان حدوث به برهان امكان و وجوب برمىگردد و در هر دو از راه ابطال دور و تسلسل به نتيجه مىرسيم ، نيازى به ذكر آن